سام سام ، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه سن داره

مویا

دوست دارم لحظات زیبای بزرگ شدن پسرم را ثبت کنم آن لحظه ها که یادش شادی به دلش می آورد

آزمایشگاه و خون دادن

خیلی مریض شدی و همش بدنت گرم بود من مجبور شدم ببرمت دکتر و دکتر هم سریه ازمایش نوشت من هم دست تنها با تو که حات بد بود خلاصه نمی دونی چه حالی داشتم رفتیم آزمایشگاه دو ا عموی مهربون اونجا بودن که کلی باهاشون دوست شدی و خیلی خیلی با مهربونی و جایزه و ... کاری کردن که درد خون گرفتن از یادت بره واقعا خیلی خوب بودن تازه توی اینستاگرامشون هم نوشتن که خیلی شجاع بودی.... اینم متن اینستاشونه soltanpoor_lab اين آقاي سام يكي از شيرين ترين بچه هايي بود كه تا حالا تو آزمايشگاه ديده بودم ، بچه اي فوق العاده منطقي كه مادرشون همه آزمايشو براش توضيح مي دادند، .. آفرين مرد شجاع،،🙏🙏🙏اميد واريم كه هميشه سلامت باشي.. #كودك   #آزمايشگا...
9 مهر 1394

پارک دایناسورا - مریضیت و خیریه و نقاشی

روز جمعه رفتیم گردش اول پارک دایناسورا بعد پارک پرواز و بعد خیریه که برای بچه های کار بود که اونجا مربی کارگاه مادر و کودک مونا جون رو دیدیم و یک بوم بهت دادن که نقاشی کردی بعد رفتیم خونه مامی اینا و تو کل این مدت با اینکه مریض بودی کلی بازی کردی و خوش گذشت بهت اما فرداش خیلی بد جور تب کردیی ...
9 مهر 1394

جا مانده های امسال

13 به در 94  پارک - دوستی - توپ بازی هنرمندی - چکش میخ - کمک به خانواده - باقالی پاکردن جنگل نوردی - الیمستان پارک جرثقیل ها - سواری - تجربه جدید عید دیدنی 94  ...
9 مهر 1394

تولد 3 سالگیت

ببخش که دیر می نویسم روز تولدت 31 اردیبهشت 94 امسال توی خونه خودمون مهمونای کوچولوت رو دعوت کردی و کلی بهت با حضورشون خوش گذشت.  پستر تولدت 3 سالگیت - سام مک کوین و ماتر و کامیون حمل مک کوین - بابا یاسر برات درسش کرده بود خوشمزه ها گیف ها - کلاه و گوهینامت تولدت مبارک خودت و دوستات امیدوارم همیشه شاد باشی و سلامت و امسال سال خوب و سرشار از سلامتی برات باشه عزیزم ...
9 مهر 1394

این چند وقت

وقتی مهمونی می ریم  کارای جدیدت سام و پانیسا دوستش قبل از کلاس سام و پانیسا سر کلاس کلاستون شمال - سام و ماشین پلیس شمال - سام و دایی حمید  سام و درخت سیب - کوهنوردی - منطقه پهنه حصار سنگنوردی - کوهنوردی - منطقه کوهسار سنگنوردی  و موفقیت  سام و مامان - کوهنوردی   ...
9 مهر 1394

تابستانه هایت.1394

این تابستون  هم عالمی داره برای خودش با گرمای زیاد و خاطراتی که از خودش تو ذهن کوچولوی تو به جا می مونه گل پسر می ره کلاس شادی که تشکیل شده از ورزش کار دستی شعر نقاشی و... اسم معلمت مریم جونه روز اول ما پیاده و یک کوچولو تاکسی سواری کردیم و بعدش چون خیلی اتوبوس دوست داری موقع برگشت اتوبوس سواری کردیم . خلاصه که کلییی بهت خوش گذشات عسل مامان  این تابستون زیبا کوهنوردی کردیم و پیش عشایر مهربون رفتیم که خیلی اونجا خوشحال بودی و با عشایر آشنا شدی با ببعی بازی کردی ...
22 مرداد 1394
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به مویا می باشد